
کانون زنان ایرانی:با توجه به تکرار مضمون و موضوع جستجوی عشق در داستان های غزاله علیزاده به نظر می رسد که نویسنده خود در دنیایی بی عشق به دنبال عشق میگشت.
زوج های داستان های غزاله همیشه دردی جانکاه را تحمل می کنند.دردی که آنها را به تنهایی و انزوا می کشاند.
غزاله علیزاده در داستانهایش یک سویه نگاه نکرده است.اگر تصویرمثبت یا منفی از زنان ارائه داده ,در مقابل از تصویر مثبت یا منفی مردان نیز نوشته است.منتهی نقش زنان را به دلیل کمرنگ بودن آن در طول تاریخ برجسته نشان داده است.
این گفته های لیلا رهبر در جلسه ی نقد و بررسی آثار غزاله علیزاده است که دیروز (سه شنبه )مشتاقان بسیاری را برای شنیدن بررسی آثار این نویسنده زن به محل انجمن جامعه شناسی ایران کشانده بود.
لیلا رهبر به عنوان اولین سخنران در سه بخش مقاله خود را ارائه داد.در بخش نخست درباره تصویر زن و نیز زنان نویسنده در ادبیات معاصر ایران گفت.زنانی که قالبهای سنتی را شکسته اند.
وی به ویژگیهای ادبیات زنان اشاره کرد وگفت:در ایران به خاطر جداسازی دنیای زن و مرد ,زبان مردانه و زنانه با هم فرق دارد.زبان زنان عریان ولی تودرتو تنیده است.زبانی است شفاهی که سینه به سینه از مادربزرگ به مادر و از مادر به دختر منتقل شده است.
در ادبیات معاصر چند سال اخیر بوده اند زنانی که درباره شوهر,پدر,معشوق خود نوشته اند.مثل سیمین دانشور و سیمین بهبهانی.اما هیچ مردی نمی توانست تا مدت ها پیش اسم زنش را در ملا عام به زبان آورد چه برسد بخواهد کتابی درباره مادر,خواهر,دخترو همسر خود داشته باشد.
چشمان حاضران با شنیدن سرگذشت غزاله به دهان سخنران خیره بود.زمانی که از ناکامی های شخصی غزاله گفت.
غزاله علیزاده در سال 1325 در تهران به دنیا آمد.با لیسانس علوم سیاسی به دانشگاه سوربن رفت و در رشته فلسفه و سینما ادامه تحصیل داد.
غزاله بعد از دو بار اقدام به خودکشی ناموفق در حالی که مدت سه سال از بیماری سرطان رنج میبرد در اردیبهشت 1375 در روستای جواهر ده در شمال ایران خودش را به درختی دار می زند.
علت مرگش را عدهاي هم مشکلات زندگی خانوادگی,بیماری جسمی,دشواریهای فعالیت های ادبی و بی اعتنایی مخاطبان قدر ناشناس دانستند.اما در نامه ای که مینویسد می گوید هیچ کس در مرگ من مسئول نیست.
گفته می شود غزاله علیزاده با از بین بردن خود می خواسته عامل همه بدبختی های خود را از بین ببرد.
لیلا رهبر علیزاده را در زمره نویسندگان نسل اول زنان داستان نویس آورد و گفت:"خانه ادریسی ها"شاخص ترین کتاب علیزاده است.نخستین اثر او "بعد از تابستان"و آخرین آن "چهار راه"است. و نیز داستان"جزیره"به عنوان بهترین جایزه داستان کوتاه مجله گردون قلم زرین را از آن خود کرد.
در نقد داستان "خانه ادریسی ها "این دانشجوی مطالعات زنان خاطر نشان کرد که این داستان نشانگر وضعیت زنان جامعه در حوزه سیاسی –اجتماعی و خانوادگی است که خیلی از ما بزرگ شده در نظام مردسالاری هستیم,با آن آشنایی داریم و این نظام همچنان ادامه دارد.
در نقد داستان جزیره به این نتیجه می رسد که زن امروز دیگر آن زن پرده نشین,بی تحرک و محصور نیست.زنی است که می تواند در عرصه عمومی نیز حضور داشته باشد و در سرنوشت جامعه تغییر و دگرگونی بوجود بیائرد.زن به دنبال تغییر است و اگر شکست بخورد نا امید نمی شود و از راه دیگر وارد می شود.
نیره توکلی,استاد دانشگاه به عنوان سخنران بعدی از آشنایی نزدیکش با غزاله حرف زد و به زندگی پر فراز و نشیب غزاله و شاید تاثیر آن در داستانهایش اشاره کرد.
جدایی غزاله از شوهراولش,پذیرفتن دختری از بازماندگان زلزله بویین زهرا,تجربه هایش از فرانسه همگی از نظر توکلی بر داستانهای غزاله تاثیر گذاشته است.
به عقیده توکلی غزاله همواره در پی بازآفرینی زنی زیبا و زمینی است که به مرگی پیش رس و غیرعادی می میرد.از همین رو زمانی که مبتلا به سرطان شد,خودش نیز به داستانهایش پیوست.
وی در ادامه با نقد نگاه میرعابدینی,مولف کتاب صد سال داستان نویسی در ایران, به زنان داستانهای غزاله گفت:من بر عکس میرعابدینی که زنان داستانهای غزاله را رويابین می خواند,معتقدم این نه زنان بلکه مردان داستان های غزاله هستند که در رویا به سر می برند.مثل شخصیت وهاب در خانه ادیسی ها و یا بهزاد در داستان جزیره.
این استاد دانشگاه با نقد فمينیستی داستان "بعد از تابستان" سخنان خود را پایان می دهد.
دکتر حسینی نیز به عنوان آخرین فردی که از علیزاده و عشق در آثارش گفت,به این نکته تاکید کرد که غزاله علیزاده با مسائل روز سیاسی آگاهی داشته است. بسیاری از قهرمانان داستانهایش سیاسی هستند.مثل مهدی در "جزیره" در بازگشتی که در پایان داستان به خود دارد,با دادن شعارهایی در میان تظاهرکنندگان به آرامش می رسد.
"توجه یکسان به زنان و مردان یکی از ویژگی های آثار غزاله است."این عقیده را دکتر حسینی با آوردن عباراتی ازغزاله تایید می کند."دو تکه لوبیا که همزادند و باید همدیگر را پیدا کنند."و یا اشاره به " نیمه دیگر "و تکرار این نوع نگاه آندروژنی در روند داستانهای غزاله مشهود است.
ایین محقق با بررسی 13 زوج از داستانهای غزاله به این نتیجه رسیده که زوج های داستان های غزاله عموما به دنبال نیمه گمشده و همزادشان هستند.گویی این آرزویی است دست نیافتنی برای غزاله.
یکی از ویژگی های گونه ادبی زنان ذات پنداری غریزی نوسنده با شخصیت یا قهرمانی است که خلق می کند.نویسنده ادبیات را آینه ای می داند که می تواند خود وهمه زوایای تاریک روشن زندگی عاطفی و اجتماعی خود را باز ببیند.
با توجه به تکرار مضمون و موضوع جستجوی عشق در داستان های علیزاده به نظر می رسد که نویسنده خود در دنیایی بی عشق به دنبال عشق می گردد.
زوج های داستان های غزاله همیشه دردی جانکاه را تحمل می کنند.دردی که آنها را به تنهایی و انزوا می کشاند.
همچنین در ادمه حسینی بروز عشق را در بسیاری از داستانهای غزاله و نیز جایگاه زنان این داستان ها را ذکر کرد.